دشمن بی نقص به قلم فاطمه سیاوشی
پارت هفتاد و ششم :
مهمانها رفته بودن و فرهاد هنوز هم در خانه مانده بود ...
نگاهش میکنم و با تنفر میگم:مهمونی تموم شده ،میتونی بری ....
_خونه خالمه ،میخوام بمونم ...
_اینجا خونه منه ،منم اجازه نمیدم اینجا بمونی ...
_چیه به تریپ شوهرت برمیخوره؟
با تعجب نگاه برسام میکنمو چیزی نمیگم ......
با اون ابی زلال چشماش زل میزنه تو چشمهامو میگه :به ارزوتم که میبینم رسیدی ،بچه دار شدی ....
سکوت میکنم ......
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اسرا
3اگه دادخواست طلاق فرهادفرستاده پس این محکوم کردن چیه فاطمه خانم امیدوارم پارت بعدحلش کنی مجهول نمونه ولطفا لطفا پارت بعدمرتب بذاریدممنون